Mittwoch, 26. Januar 2022
زره پوش
چند روز قبل از اعدام سعید تو فکر این بود، چرا کسی نیست مارو ازدست اینها نجات بده، چرا هیچکس نیست، چرا کسی نمیاد، بعدش رفت پا جوخه اعدام، سرش هم انداخت پائین، یک نگاه انداخت به بدبخت بیچاره های اسلحه بدست، گفت بله، یک عمری نمیدونستید چجور باید زندگی کرد، و یا زندگی چیست، حالا شدید همه کاره. یک لحظه فکر کرد، بعد فهمید، بچه ها درگیر پیدا کردن زره پوش هستن. کجا زره پوش را پیدا کنند..... زره پوش هم یک لمپن خورده بورژواست که میگه کوسکش تکون بده کونت رو مادرقحبه، این پول رو بگیر برو فلان و بهمان بخر نکبت، عمله، جاکش سعید رو دارن میکشن، یالا
"heutige wiener juden sind opfer von zweite weltkrieg"
vienna police community: if he has evidence of terror and stasi financial project in hand we will kill barbad farahani and his family
کس شعر از زیر دوش حمام امروز
در سیاست آب باریک بودم، نمی دانستم، خاک برسرم
به دودول گفتند باریک و گفتند میزند به سرم، ای وای خاک برسرم
به الله کرم گفتند کهن میچرد و شاه پسرم
اومد سراغم گفت بگو پنچرم و خاک برسرم
قزوین گفت از تو راز و نیاز و از ما خرد
دلا میشوی در چت روم با یک ویرگول تا ابد؟
پس از هرجمله ما میزنم لول، ویرگول و دودول ای بی خرد
ای وای خاک برسرم
Abonnieren
Posts (Atom)
