آقا جریان میدونی چیه، دوتا رفیق نشستن پای منقل، اولی به دومی میگه: داداش، مادر جنده اون خرمارو بده من، دومی به اولی میگه داداشی خوب بیا واسه من رو بخور هسته نداره خارکوسده. این مادر جنده های اروپای رحیم و کریم و علی وحسین و این عن و گوه ها حتی حس استعداد این نو عشق ورزیدن هم ندارن
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen