Donnerstag, 16. Januar 2025
حالا ببینم رفیق ارژنگ من که تهرون نیستم، بچه شماست. وقطی زنش با برادرش نشسته بود به تو میگفت: ارژنگ دیگه اون ارژنگ نیست، اخلاقش عوض شده، مشکل زیاد داریم، ارژنگ هیچکاری از دستش بر نمیاد، کار پیدا نمیکنه، پدرم ناراحته و زجر میکشه، کجا رفتی بعدش با برادر زن ارژنگ؟ رفاقت سر چی شروع شد با اون با مرام،؟ چرا ۸ ماه بعدش ارژنگ مرد؟ تو کدوم خری شدی؟ امروز کی هستی؟ چرا دستت شیشه من رو گرفتی خرفت، گاو تر شدی یا عاقل تر، شیشه به چه درد تو میخوره جنازه بیکار
Abonnieren
Kommentare zum Post (Atom)
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen