Donnerstag, 13. Februar 2025
جون من نگاه کن ما چمونه و این طرف نشسته داره از گریه حناق میگیره:، مگه من جوون بودم پول داشتم، مگه من جوون بودم آدم بودم، مگه من پنجاه سالم بود چی داشتم، من مگه انقدر پول دستم بود، 75 سالم شد هیچی دیگه نیستم، تو چرا داری میگی من آدمم، تو چرا پول میخوای، چرا میخوای زری و چهارتا مسافرت ببری، مگه زری آدمه، مگه باقر سیا آفرقایی نبود، چرا هی میگی ما آدمیم.. لول
Abonnieren
Kommentare zum Post (Atom)
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen