Dienstag, 27. September 2022
ما اینیم، ارمنی جهود، چوس مخ آریایی
https://khabardena.ir/fa/news/40547/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1-%D9%84%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%B1%D9%87%D8%A7
شکار
آقا ما سر دود و آب و خاک و هوا و آتش شکاری کار میکنیم، قرار بود سر زن هم جریان این بشه که نگذاشتن بشه، جون تو دسته دسته دختر ها با دسته چک هم بیان باز هم نمیشه، یه جایی یه چیزی بود نشد، اینها فکر کردن شاید هندوراس باشه یا سیبیری یا کیرقیزستان به قول آلمانی ها، اونجا هم ریدن به ما رفت مادر جنده ها، کوس بی کوس
Rana is an international VMAT2 GPS target with no income, everything in her life has been ruined and is being ruined, a job means bullying and psychological torture, whoever follows me or spies on me, stalks what I buy for Rana's company or whoever follows me via illegal state cameras will be killed
against fascism i called doctors from other dimension, i drank the water and he went towards my liver and freed it from fat. and then he repaired my gut and stomach for faster fat digestion and elimination. the kidneys and urinary bladder had also been repaired like russianso that i can piss sugar out
نکبت
آقا یک روز دیدیم عفت عزت نصرت با حسین شاخی وسط سر کوچه دارن دعوا میکنن، اونم کجا: چشمه علی. رفتیم گوش کنیم جریان چیه، دیدیم به به بحث دارند میکنن سر نکبت، حسین میگفت بکشیم؟ بکشیم؟ به حضرت عباس میکشم. نصرت پدربزرگ خدا بیامرز میگفت نکشیم، عفت میگفت بکنیم، بکنیم. خلاصه، یک ساعت گذشت ما فهمیدیم جریان چیه: نکبت همسایه عزت شب ها میرفت یواشکی میشاشید تو آب چشمه علی، میگفت: حالا شنا کنید
Abonnieren
Posts (Atom)







